ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
454
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مثلا خارشتر « 1 » تقريبا در تمام قسمتهاى اين سرزمين و همچنين در خانات تركستان مىرويد و به عنوان غذاى اصلى شتر به كار مىرود ولى فقط در خراسان و بخارا ( و به صورت استثنا در بعضى از سالها در چند منطقهء ديگر ، مثلا يزدخواست ) ترنجبين مطلوب و دلخواه را بدست مىدهد . به همين ترتيب هم « گون » شيوع و انتشار دارد و بر تپههاى نزديك تهران نيز مىرويد ؛ در تمام مدت اقامت خود در آنجا فقط يكبار شاهد آن بودم كه يك بوته از خود كتيرا ترشح كرده بود ، درحالىكه اين بوته در ساير مناطق مرتب چنين ترشحى دارد . وضع گزانگبين هم به آنچه گفتيم شبيه است . چون اغلب گياهان ترشحى در فاصلهء بين اصفهان و شيراز وجود دارد پس در اينجا ما طرحى براى راهنمائى مىريزيم كه سياحان آينده با كمك آن به سهولت بتوانند به انواع مختلف اين نباتات در اطراف راه كاروانرو دست يابند . راهى كه از اصفهان تا به شيراز حدود ده روز طول مىكشد در فاصلهء سه ميل آلمانى دشتى را كه سراسر آن علف شوره روئيده قطع مىكند و آنگاه از طريق معبر تنگ كوتاهى به تخته سنگهاى آتشفشانى بالا مىرود و از آنجا بر فراز سرزمينى پر از تپه و ماهور به دشتى مىپيوندد و پس از چهار ساعت به آبادى با شكوه مهيار كه كاروانسراى زيبائى دارد مىرسد . اگر سوار بر اسب ، 5 / 5 ميل آلمانى به طرف جنوب برويم به شهر قمشه كه در منطقهاى مساعد قرار دارد و به باغهاى با شكوه مزين است مىرسيم و پس از عبور 5 / 2 ميل ديگر به آبادى مقصودبك وارد مىشويم كه روزگارى آباد و سرسبز بوده ولى در قرن گذشته به دست افغانها ويران شده است . در اين آبادى كاريزهاى طولانى مخروبهاى هست و كبوترخانهاى زيبا براى جمعآورى كود . در فاصلهء دو ساعت در غرب آن سياهكوه است كه پوشيده از گياهان مختلف است . از مقصودبك سواره مىتوان ظرف سه ساعت به امينآباد رسيد ( در ارتفاع 500 5 پائى از سطح دريا ) . در اينجا نيز باغها و مزارع زيبا به چشم مىخورد و مرتفعترين نقطهاى بود كه من ديدم در آن پنبه عمل مىآيد . از امينآباد تا يزدخواست دشت مرتفع وسيعى گسترده است كه سراسر از اشق ، بارزد ( وشا ) و علف شوره پوشيده شده است ؛ گلههائى از گورخر به محض نزديك شدن كاروان مىگريزند . يزدخواست شهر كوچكى است كه روى زمين سخت و بلندى ساخته شده و پل متحركى دارد و آب آن از طريق نهر كوچكى كه در غرب آن از لرستان مىآيد ، تأمين مىشود و همين رود است كه اصولا عراق ( عجم ) را از فارس ( فارسستان ) جدا مىكند . نزديك يزدخواست يا در واقع يك ميل قبل از آن ، راه تابستانى از راه زمستانى جدا مىشود . راه اخير از سرزمينهاى گرمترى مىگذرد و در جهت جنوب شرقى به طرف آباده ، مرغاب ، تخت جمشيد ، زرقان و شيراز مىرود ؛ بعد از فاصلهء زيادى ، به طرف مشرق منحرف مىشود تا باز به طرف مغرب بپيچد . جادهء نخستين به جلگهاى مرتفع صعود مىكند و فقط در عرض چهار ماه تابستان قابل عبور است ؛ تقريبا درست به خط مستقيم از
--> ( 1 ) . Alhagi maurorum